شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

225

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

براى آنكه شما ظاهر مىسازيد چيزهاى پنهان مرا ، و من پنهان مىسازم چيزهاى ظاهر شما را . 27 ، 51 - ديد مردى فربه كه رنگ رويش سفيد و درخشنده بود ، گفت : اين « 36 » امر از يافتن و پرداختن دندانهاى تست . 27 ، 52 - گفتند او را كه : بملاحظه « 37 » باش از در آمدن شهر كه مردمان جمع شده‌اند كه ترا بزنند . گفت : نزد آن « 38 » حالت مقدار و اندازهء حلم من معلوم مىگردد . 27 ، 53 - گفتند او را كه زيادتى ميان تو و ميان ملك به چه چيزست ؟ گفت : او بندهء شهوت است و من مالك شهوت . 27 ، 54 - نگاه كرد به حبشى پسرى كه خود را آراسته مىساخت و زينت مىداد ، گفت : اگر خود را براى مردان مىآرائى خطا كرده‌اى ، و اگر از براى زنان مىكنى پس خود را در هلاكت مىاندازى . 27 ، 55 - پرسيدند ازو كه : چه چيز باعث است كه تو اجتناب از طعام مىكنى ؟ گفت : آنچه از حكمت شما دشمن داشته‌ايد و ترك كرده‌ايد ، من در برگرفته‌ام آن را ؛ و آنچه من انداخته‌ام از بار خود ، شما برداشته‌ايد و در برگرفته‌ايد . 27 ، 56 - گذشت به جماعتى ، بعضى از ايشان مسلط شده پاى بر حكيم زد ، بعضى از شاگردان گفتند : ما نيز او را لگد زنيم . حكيم گفت : او مشابهت پيدا كرد با خرس ، شما مشابه او مشويد . 27 ، 57 - ديد زنى را كه زينت خود « 39 » ترتيب مىداد ، گفت : اگر خود را به جهت زنده‌ها مهيا مىسازى ، پس تو فريب و مكر در كار مىكنى ؛

--> ( 36 ) - د : گفت اى مرد اين . ( 37 ) - د : كه ملاحظه . ( 38 ) - د : گفت در آن . ( 39 ) - د : ديد پيرزنى را كه زينت بر خود .